پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۴ ساعت 19:52 توسط گروه | 

هفتمین جنگ ستارگان ستایش

 

منتقدان را برانگیخت

  • 17 دسامبر 2015 - 26 آذر 1394
Image caption طی روزهای آینده اکران عمومی این فیلم در بسیاری از کشورهای جهان آغاز می شود

اولین نقدهای کامل از فیلم "جنگ ستارگان، نیرو بیدار می شود" آن را به عنوان یک "دستاورد بزرگ" و یک "اثر کلاسیک" ستوده اند.

 

روزنامه های بریتانیایی اولین رسانه هایی بودند که نقد کامل از اپیزود هفتم "جنگ ستارگان" را منتشر کردند. روزنامه های دیلی تلگراف و تایمز آن را لایق پنج ستاره می دانند.

کیت مویر، منتقد سینمایی روزنامه تایمز نوشت: "تماشاگران بزرگسال را با بازآفرینی خاطراتشان از قسمت های قبلی این مجموعه به گریه وا خواهد داشت، چون اثری کلاسیک است."

 

او تا آنجا پیش می رود که جی جی آبرامز کارگردان این فیلم را در ساختن یک اثر اکشن حتی از جورج لوکاس خالق "جنگ ستارگان" بهتر می داند و نتیجه گیری می کند: "این فیلم دقیقا چیزی است که همه ما آرزویش را داشتیم."

برایان وینر، منتقد سینمایی روزنامه دیلی میل آن را "دستاوردی بزرگ برای گریز به دنیای تخیل و هیجان انگیز ترین اپیزود از مجموعه جنگ ستارگان" توصیف کرد.

برایان وینر نقد خود را با این کلمات شروع می کند "واقعا نیرو را بیدار کرده" و بعد با این جمله آن را می ستاید: "صحنه های نبرد آن مثل رقص باله آمیخته با چتربازی است که خاطره بهترین فیلم های مربوط به جنگ جهانی دوم را زنده می کند." او به این فیلم چهار ستاره داده است.

او تاکید می کند که ستاره اصلی این نمایش سینمایی مهیج دیزی ریدلی بازیگر زن جوان بریتانیایی است که ایفای نقش "ری" قاعدتا آینده بازیگری او را به خارج از جو زمین خواهد فرستاد."

Image copyright f Image caption دیزی ریدلی بازیگر بریتانیایی جوان به عنوان "ستاره اصلی این نمایش سینمایی" مورد ستایش قرار گرفته است

روبی کالین، منتقد سینمایی روزنامه دیلی تلگراف که اعتراف می کند در طول تماشای فیلم سه بار به گریه افتاده، می نویسد: "جی جی آبرامز کارگردان این فیلم و دستیارانش احساس جادویی و افسانه ای مجموعه سینمایی جنگ ستارگان را که کمی کهنه شده بود احیا کرده اند.

او می افزاید که هریسون فورد "غوغا کرد" و نقش خلبانی به نام هان سولو را "به شیوه ای طعنه آمیز و ماجراجویی دنیادیده ایفا می کند که البته تمام بازیگری او نیست."

جان هیسکاک، منتقد سینمایی روزنامه دیلی میرور نوشت: "تمام آنچه می توانم بگویم این است که نیرو بیدار می شود خاطرات جادویی اپیزود چهارم جنگ ستارگان، امیدی تازه محصول ۱۹۷۷ را به علاوه طنز، اکشن، درام و روح قوی تری زنده می کند."

کریستوفر ووتون، منتقد روزنامه ایندیپندنت به این فیلم چهار ستاره داده و می نویسد: "از منظری بی طرفانه و واقع گرایانه احتمالا این فیلم بهترین اپیزود از مجموعه جنگ ستارگان است و اگر اولین فیلم از این مجموعه می بود در جایگاهی قرار می گرفت که هیچ قسمت دیگری به پای آن نمی رسید."

پیتر بردشاو، منتقد روزنامه گاردین نیز به این فیلم پنج ستاره داده و می نویسد :"این فیلم البته تا حدی مضحک، ملودرام و زیاد از حد احساساتی است ولی در عین حال مهیج و سرشار از انرژی و دارای سخاوتی ویژه خودش است."

تاد مک کارتی در هالیوود رپورتر نوشت: "نیرو بازگشته است و بسیار قوی بازگشته است. این بهترین اثر از مجموعه سینمایی، تلویزیونی، بازیهای کامپیوتری و تمام محصولات دیگر جنگ ستارگان حداقل طی ۳۲ سال گذشته است. این فیلم به مجموعه جنگ ستارگان که تا حدی تهی شده بود، انرژی و حیات تازه ای بخشیده آنهم به شیوه ای که هم لذاید قدیمی را احیا می کند و هم جهت گیری نوینی را برای این مجموعه نوید می دهد."

Image copyright Lucasfilm Image caption صحنه های نبرد این فیلم را با رقص باله مقایسه کرده اند

اما جاستین چانگ منتقد مجله ورایتی این فیلم را چندان ستایش نکرده و می نویسد: "این فیلم در بازگو کردن سرنوشت شخصیت های قدیمی و ثابت جنگ ستارگان عالی است. اما با وجود حضور دو بازیگر جدید و توانا در این فیلم، راضی کردن طرفداران این مجموعه ارجحیت پیدا کرده، داستان آن ضعیف و فرعی شده و از نظر ارائه و تحریک تخیل نیروی جدیدی ندارد."

مانولا دارگیس، منتقد روزنامه نیویورک تایمز می نویسد: "مهمترین خبر در مورد اپیزود جدید جنگ ستارگان این است که فیلم خوبی است. این فیلم با وجود تمام غوغایی که قبل از اکران آن به پا شد، نه جهان را نجات خواهد داد و نه هالیوود را. به شکل بی عیب و نقضی بین چهره های محبوب و قدیمی این مجموعه مثل هریسون فورد و شخصیت های پلید تازه وارد و یا شخصیت هایی که در قسمت های قبلی مجموعه مفقود شده بودند، یک تعادل خوبی ایجاد کرده است."

هلن اوهارا، منتقد مجله امپایر به این فیلم چهار ستاره داده و شخصیت کایلو رن را به عنوان "بهترین شخصیت پلید در کل مجموعه جنگ ستارگان" برمی گزیند و می افزاید: "کایلو رن نه فقط وارث لایقی برای ویدر بلکه حتی ممکن است جالبتر از او باشد."

جیمی گراهام، منتقد مجله توتال فیلم نوشت:"با وجودیکه قسمت هفتم جنگ ستارگان به شکلی برده وار به تمامی جزییات و میراث قسمت های قبلی این مجموعه وفادار مانده و هر اشاره و کنایه آن یادآور قسمت های قبلی است، با این وجود بهتر از تکرار اشتباهات جورج لوکاس در اپیزودهای اولیه است."

او می افزاید: "بدون تردید این فیلمی است که طرفداران جنگ ستارگان می خواستند و حقشان بود. و این کاملا به‌جاست چون در ورای تمام جزییات مهیج و اکشن آن حکایتی است از رابطه والدین با فرزندان، تاثیر یک نسل بر نسل بعدی و در یک کلام عنصر عمیق آن میراث است. این فیلم سالهای سال تماشا خواهد شد و از نسلی به نسل بعدی منتقل می شود."

مراسم پیش نمایش جنگ ستارگان، نیرو بیدار می شود روز چهارشنبه در بریتانیا، فرانسه، آفریقای جنوبی و چند کشور دیگر برگزار می شود. این فیلم اولین بار روز دوشنبه در لس آنجلس پیش نمایش شد. روز ۱۷ دسامبر در بریتانیا و ایرلند و روز ۱۸ دسامبر در آمریکا اکران عمومی آن آغاز می شود.

لیزو مزیمبا، خبرنگار هنری بی‌بی‌سی

نیرو بیدار می شود علاوه بر بازگرداندن شخصیت هایی مثل هان، لوک و لیا در بردارنده عناصر و نکات فراوان دیگری برای طرفداران سه‌گانه اول مجموعه جنگ ستارگان است.

Image caption هان سولو ( با بازی هریسون فورد) و چئوباکا در این فیلم نقش های برجسته ای دارند

ظاهر و لحن فیلم یادآور دقیقی از "امیدی تازه" محصول ۱۹۷۷ اپیزود چهارم جنگ ستارگان است، از طراحی تولید فیلم گرفته تا داستان آشنایی که موضوع آن آرزوهای جوان ساکن یک سیاره خشک برای رسیدن به یک زندگی بهتر است.

دقیقا به همین خاطر این اپیزود بیشتر حال و هوای آن قسمت هایی از مجموعه جنگ ستارگان را دارد که در دهه هفتاد و هشتاد میلادی ساخته شدند.

داستان فیلم در شخصیت های قوی و کشمکش و تقابل های واقعی ریشه دارد. تماشاگر حتی اگر همه آنها را دوست نداشته باشد می تواند با آنها ارتباط برقرار کند.

پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10:57 توسط گروه | 
این روزها «شهرزاد» عاشقانه ای است که پس از مدت ها تصویر دل انگیزی از عشق پیش رویمان گذاشته و مطابق اساطیر شرقی عشق «شهرزاد» متصل به ناکامی است.به همین مناسبت چند عاشق ناکام سینمای ایران را بررسی کرده ایم.
عشق لزومی به یادآوری ندارد، گرچه بزرگ تر ها همیشه می گویند: «یادت می رود. عشق های دیگری پیش می آیند و تو این عشق ها را فراموش خواهی کرد» درست مثل موقعی که در بچگی وقتی زمین می خوری همه می گویند چیز مهمی نیست تا روز عروسی یادت می رود، ولی من به خوبی می دانم که یادم نخواهد رفت.
چرکنویس – بهمن فرزانه




همان لحظاتی که ته دلمان خالی می شود حس می کنیم نگاهش با بقیه فرق داشت و دنبال بهانه ایم که نگاه دوباره گره بخورد، شاید دراین گره خوردن کاشف راز این سه حرفی شویم و القصه... این روزها «شهرزاد» عاشقانه ای است که پس از مدت ها تصویر دل انگیزی از عشق پیش رویمان گذاشته و مطابق اساطیر شرقی عشق «شهرزاد» متصل به ناکامی است، کاراکتر ناکام «فرهاد» با بازی مصطفی زمانی شمایل عاشق ناکام را زنده کرده است، به همین مناسبت چند عاشق ناکام سینمای ایران را بررسی کرده ایم.

هامون – حمید – خسرو شکیبایی




خسرو شکیبایی و داریوش مهرجویی در اوج کارنامه ی کاری خود کاراکتری را خلق کردند که می توان لقب ماندگارترین شخصیت تاریخ سینمای ایران را به آن اطلاق کرد؛ عاشق هپروتی و فوق العاده تنها ی فیلم «هامون» در دنیایی ذهنی سیر می کرد و با مهشید مغرور کوچکترین نزدیکی نداشت، خود مهشید هم گفته بود عاشق «خل بازی های» حمید هامون شده است اما خل بازی های حمید در نهایت به آشفتگی منجر شد که ردپای تمام مشکلات شخصیتی عاشق روشنفکر و فیلسوف فیلم هامون را می شد درآن دید، دنیای شعر و فلسفه هامون را در خود غرق کرده بود و متوجه عشق ها ی غیر افلاطونی پیرامون همسرش نمی شد، خودش هم می دانست بی عرضه گی هایش کار دستش می دهد، شکیبایی در این نقش جان تازه ای به شمایل روشنفکر عاشق و حساس  و تنهای ایرانی داد.

دیالوگ: پس همه ی اون زندگیا، زمزمه ها، عشقا، دروغ بود؟



شب های روشن – استاد ادبیات - مهدی احمدی



استاد ادبیات سرخورده و منزوی فیلم موتمن آنقدر دلبسته کتاب ها و فیلم هایش شده بود که یادش رفته بود عاشق شود، آشنایی او و رویا برمبنای یک اتفاق شکل می گیرد، شبی استاد ادبیات تنهای فیلم، رویا را از شر مزاحمان خیابانی نجات می دهد و رفته و رفته در چهار روز انتظار رویا، دلبسته اش می شود. غافل از اینکه رویا واقعی نیست؛ از دست می رود. استاد سرخورده وقتی که پوسته اش را می شکند و عاشق می شود، عشق را از دست رفته می بیند. شمایل مهدی احمدی در ماندگارترین اثر موتمن با آن پالتو و هیبت سرخورده ناکامی عاشقیت یک مرد ایرانی را در ذهن سینما دستان ماندگار کرده است، قوت فیلمنامه که برداشت سعید عقیقی از شب های روشن داستایوفسکی است هم کمک شایانی به این ماندگاری کرده است.

دیالوگ: روشنی زیادم چیز جالبی نیست؛ آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن توی تاریکی آدم میتونه خیال کنه؛ چیزی جایی کسی منتظرشه...



قرمز- ناصر- محمدرضا فروتن


 

عاشق تمامیت خواه و هیستریک فیلم جیرانی نهایت تملک طلبی یک عاشق بود، فروتن چهره ای از خود به نمایش گذاشت که تا همین امروز رهایش نکرده، تضاد شور و گرما و حرکات دیوانه وار فروتن در مقابل خونسردی ذاتی و تشدید شده هدیه تهرانی در نقش هستی، گمان یک پایان تراژیک را برای عاشق فیلم پرفروش سالهای اصلاحات پر رنگ می کرد، عاشق بدبین داستان به همه چی شک داشت او معشوقه اش را کاملا در خدمت خود می خواست، حتی به تلفن های هستی شک داشت ، ناصر داستان از فرط عشق به جنون رسیده بود و در نهایت به دست معشوقه اش کشته شد.

دیالوگ: آشغال عوضی! چرا تو مخ کوچیکت فرو نمیره که من احمق و الاغ عاشقتم...



سنتوری- علی – بهرام رادان




موزیسین فیلم توقیفی مهرجویی عاشقانه شروع کرد. اما روزگار نامراد و جامعه ی معطل مانده ی ایرانی میان سنت و مدرنیته هنر علی سنتوری را سرکوب و بستر پر حرف و حدیث گعده های هنری علی را به ورطه ی سقوط کشاند. از آن طرف هانیه عاشق علی بود اما عاشق علی نماند، رادان در نقش خود ویرانگر سنتوری عشقش را به رقیب سپرد و به فلاکت افتاد. فیلم یکی از ماندگارترین از دست دادن های عاشقانه را به تصویر کشید، پرداخت دراماتیک سقوط نوازنده ی چیره دست سنتور و تقدیم معشوقه به دست رقیب  در کنار صدای چاوشی که زخم عشق تلخ علی را تشدید می کرد سنتوری را ماندگار کرد ، من با زخم زبونات رفیقم...

دیالوگ: ولی هانیه خانوم خودمونیما ما بالاخره نفهمیدیم از چی چیه این مرتیکه خوشت اومد؟

یعنی...می تونی؟ میخوام ببینم می تونی؟ یعنی میشه با اونم همون جاهایی بری که با من رفتی؟

همون چیزای رو بخوری که با من خوردی؟ همون.. همون کارایی رو بکنی که با منم کردی؟



شب یلدا – حامد –  محمد رضا فروتن




غمگین ترین و تنهاترین عاشق ناکام این فهرست، اوج درخشش فروتن در فیلم تک نفره ی پوراحمد شرح تنهایی های یک مرد ایرانی که اسیر دسیسه ی همسرش می شود و بازی می خورد، اما او همچنان عاشق می ماند، گذشته ها را مرور می کند. شمایلی که از یک عاشق در شب یلدا تصویر شد کاملا با تعریف عشق شرقی تطبیق داشت ؛عشق برای عشق ، حامد هر بلایی که سرش آمد عاشق ماند، حتی درزمستان، حتی در تنهایی و سردی و تاریکی خانه، او آنقدر عاشق ماند که عشق این بار در کالبدی دیگر به او رجوع کرد، حامد و اشک هایش و سه تار و تنهایی اش و آن ترانه هایی که زمزمه می کرد، هیچوقت از یاد رفتنی نیست...

دیالوگ: زخم های آدم سرمایه س، حامد سرمایه تو با این و اون تقسیم نکن، داد نکش، هوار نکش، صبور آروم و بی صدا همه چی رو تحمل کن



بوتیک – جهان – محمدرضا گلزار




متفاوت ترین و ماناترین بازی گلزار بی گمان در بوتیک رقم خورد. نقشی که بازی درونگرا و چند لایه ای را می طلبید و گلزار به خوبی از عهده ی آن بر آمد، البته نباید از هنر بازیگر نقش مقابل گلزار هم غافل شد، اتی بی پناه به فروشنده ی بوتیکی پناه آورده بود که خودش هم اوضاع جالبی نداشت، اتی رویا پرداز و بلند پرواز و جهان درونگرا ترکیب متضادی را اجرا می کردند که در روندی ناخواسته درگیر هم می شوند، اما پای اتی از گلیمش فراتر گذاشته شد و هزینه اش را جهان داد. عشق مگر غیر از هزینه است؟ عشق «بوتیک» ابراز نشده ماند و سراسر تراژیک بود، دختر و پسر داستان به هم نرسیدند و قرار هم نبود برسند، اما جهان عاشقانه ترین فعل را در حق اتی ادا کرد.

دیالوگ: درسته که پول خوشبختی نمیاره اما بی پولی حتما بدبختی میاره



تنها دوبار زندگی می کنیم – سیامک – علیرضا آقاخانی



فیلم روایتگر داستان راننده مینی بوسی است که در اوج ناامیدی و تنهایی به سر می برد؛ او تصمیم گرفته هر کاری را که حسرتش را داشته انجام دهد و در نهایت در روز تولدش خود کشی کند، زندگی سیامک با ورود شهرزاد دچار تحول می شود، امید را می شود در سکانس ماشین شستن سیامک دید. دختر هر بار کوله اش را در ماشین جا می گذارد تا این رابطه ادامه پیدا کند، حضور شهرزاد در فیلم بی شباهت به شازده کوچولو نیست. او انگار فرستاده ای از سوی خداست تا ناامیدی های سیامک را پایان دهد، یادش بیاورد برای زندگی دیر نیست. آن گوی ها انگار نشانی از امید هستند که در فیلم حضور دارند و وجه شاعرانگی کار را تقویت می کنند، روند رابطه سیامک و شهرزاد در فیلم به گونه ای است که در نهایت سیامک به دنبال شهرزاد می افتد  و...

دیالوگ: خوبی آدمای غریبه اینه که مجبور نیستن به هم دروغ بگن



چند متر مکعب عشق – صابر – ساعد سهیلی




عشق پاک و دست اول یک پسر کارگر ایرانی به دختر مهاجر افغان (مرونا) در فیلم «چند متر مکعب عشق»، با مخالفت پدر مرونا دچار چالش های زیادی می شود. شیوه ی پرداخت واقع گرایانه ی ارتباط صابر و مرونا باعث شد فیلم و عشق موجود در آن کاملا واقعی به نظر برسد، عشق که مرز و ملیت نمی شناسد، عشق مهاجر و کارگر نمی شناسد، پایان هولناک و تراژیک زوج داستان و موسیقی که با صدای تین ایج پسند بنیامین همراه شده بود بر تههیج احساسات بیننده دامن می زند. ساعد سهیلی با ایفای این نقش جایگاه خود را در سینما تثبیت کرد، البته خوش شانس بود که با کارگردانی همراه شد که شناخت کافی از فضای داستان را داشت، «چند متر مکعب عشق» یکی از بهترین تصویرها ی عشاق نوجوان است.

دیالوگ:


- خب جوونه، عاشق شدن گناه که نکردن

- عاشق شده! عاشق چیه دختر ما شده عاشق بیچارگیش شده، عاشق پریشانیش شده، عاشق چیه دختر ما شده؟


لیست قیمت بروز قطعات کامپیوتر,قیمت روز گوشی موبایل,قیمت روز تبلت,قیمت روز لپ تاپ,قیمت هارد اکسترنال,قیمت فلش مموری,
قیمت سرور اچ پی,قیمت پرینتر,قیمت کارتریج,قیمت بارکدخوان,قیمت صندوق فروشگاهی,قیمت مینی پی سی,قیمت داپلیکیتور,
قیمت ال سی دی,قیمت کیس کامپیوتر,قیمت پاور,قیمت سی پی یو,قیمت رم کامپیوتر,قیمت هارددیسک,قیمت کارت گرافیک,
قیمت دی وی دی رایتر,قیمت مادربرد لپ تاپ,قیمت قطعات لپ تاپ,قیمت مودم,قیمت میکروتیک,قیمت تجهیزات شبکه,قیمت سوئیچ,
قیمت ماشینهای اداری,قیمت دستگاه فتوکپی,قیمت ویدئو پروژکتور,قیمت دستگاه پولشمار,قیمت کنسول بازی,قیمت لپ تاپ ایسوس,